فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

پایان 21 ماهگی

1394/4/4 2:41
703 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسرم و این روزاش

از کجاش برات بگم سوال انقدر این روزا شیطون شدی که حد نداره تا دلت بخواد آتیش میسوزونی بیشتر وسایل خونمون و جمع کردیم خونمون مثه موقعی شده که میخوایم اسباب کشی کنیم چون اگه جمع نمیکردیم هیچ چیز سالم برامون نمیزاشتیخسته یه مدت که کلن تلویزیون تماشا کردن تو خونمون تعطیل بود درست زمانی که تی وی و روشن میکردیم سریع هر جور که شده خودتو میرسوندی پشت تی وی و سیمش و از برق میکشیدی یا هی با دکمه هاش بازی میکردی و دستگاه دیجیتال و از بالا پرت میکردی بماند که این دومین دستگاه دیجیتالمونه اولی و با همین کارات مرخص کردی محبت ما ام تصمیم گرفتیم که دیگه تی وی روشن نکنیم چون هر راهی که به نظرمون رسید و امتحان کردیم که شما بیخیال شی هیچ کدوم جواب نداد و ما ام بیخیال شدیم تا چند روز پیش که یه راهه دیگه به ذهنم رسید و زودی تی وی و راه انداختم و روشنش کردم همین که شما رفتی سمتش خیلی جدی گفتم اگه بهش دست بزنی میبرمت توی اتاقت و باید تنها بمونی که همینطورم شد منم بردمت توی اتاف و چراغ و روشن کردم و در و بستم یه 30 ثانیه ای طول کشید شما ام مثه ابر بهار گریه میکردی الهی بمیرم برام سخت بود ولی واقعا لازم بود و همین تنبیه زیر یه دیقه جواب داد چند بار دیگه شیطنت کردی ولی یاد گرفتی که دیگه سمت تی وی نری بوس الان دیگه با خیال راحت هر وقت بخوایم میشینیم پای تی وی خندونکخندونک

یکی از عادت هات این شده که خیلی آب میخوری چپ میری راست میای همش میگی آب نمیدونم دل درد نمیگیری انقد آب میخوری وقتی تو لیوانت آب میریزم یه قلپ میخوری بقیه شو میریزی رو زمین به خاطر همینم همیشه خیلی کم لیوانت و آب میکنم یه شیطنته دیگه که نمیشه کاریش کرد فقط وقتی زمین و خیس میکنی میگم دست بزن ببین خیس شده تو ام دست میزنی و کلی ذوق میکنی اینم یکی از تفریحات سالم گل پسرمونه دیگه محبت

الان یه دو ماهی شایدم بیشتر میشه که شروع کردی به حرف زدن خیلی شیرین کلمات و میگی آدم ضعف میکنه عاشق حرف زدنتم 

مامان - بابا- دد رو که قبلا میگفتی ولی مامان و بابا رو انقد قشنگ میگی کیف میکنم حالا صداتو ضبط کردم بعد ها خودت میشنوی البته لحن بیانتم فرق میکنه وقتی میخوای صدام کنی با یه آهنگ میگی مامان اگه بخوای یه کاری و برات انجام بدم یا برعکسش یه کاری بر خلاف میلت باشه نخوای انجامش بدم با آهنگ خاص خودشون میگی مامان که اینم برام جالبهبوس

از کلمه دد زیاد استفاده میکنی چون همش دوست داری بری دد هر وقت که زمان بیرون رفتنت نیست و تو میگی دد منم به شوخی بهت میگم برو بابا تو ام خیلی خوشت میاد هی ادای منو در میاری و میخندی دیگه اینم یه بازی شده برا جفتمونآرام

کلمه ((نه)) رو یاد گرفتی هر سوالی که ازت میپرسیم همش میگی نه خیلی بامزه میگی خنده

دایره لغات قلقلیه مامان که روز به روزم در حال گسترده شدنه :

عمو و عمه : البته عمه رو با فتحه تلفظ میکنی جالبه نه عمه داری نه عمو با این حال بعد از مامان و بابا اینا اولین کلمه هایی بودن که میگفتی چشمک

بادوم:بابو

ماست: ما

موز: مو

هاپو: آبو

بارون :بابو

شیر: جیر

پارک : با

دایی: داری - داده هر بار یه جور تلفظ میکنی.

صادق : داده . این اسم پسر داییه مامانه که خیلی ازش میترسی نمیدونم چرا یعنی ببینیش دیگه از جات تکون نمیخوری

بهت میگم بعبعی میگه : تو ام میگی بع بع

میگم گاوه میگه : میگی ماااااااااااا

برق: بر

باد و آب و عین خودشون میگی.

به به : ب ب

حموم : اموم

بیشتر کلمات و اگه نتونی بگی آهنگشون و ادا میکنی بغل فدای قلقلیه خودم خیلی جیگری تو بوس فرستادنم استادی یه بار با دستت بوس میفرستی یه بار رو هوا یه بار با انگشتت هرکی بهت میرسه میگه امیرحسین بوس بفرستچشمک  اینم بگم هوا خواه زیاد داری همه دوست دارن نمیخوام تعریف کنم ازت چون با همه خیلی راحت و خوب ارتباط برقرار میکنی برات هیچ فرقی نمیکنه اطرافیان میان میبرنت خونشون با وجود شیطنتایی که میکنی بهت خیلی لطف دارن دستشون درد نکنه چند وقت پیش بابایی پیراهنت و برد خیاطی که برات درستش کنه وقتی آماده شد آقای خیاط ازمون پول نگرفت گفت هر چی که برای امیرحسین باشه من پولشو نمیگیرم .             

                     عاشقتیم م م م همیشه دوست داشتنیه مامان و بابا

 

پسندها (2)

نظرات (2)

سپیده ماماي سپنتا
15 تیر 94 11:38
اي جانم ...خاله قربون اين پسملي شيطون بره ... مامانش داره دنيا رو كشف ميكنه خوب تا برامون به اين قشنگي شيرين زبوني بكنه... الهي كه هميشه سلامت باشند
میترا
30 تیر 94 15:23